چرا بعضی افراد مکررا آدمهای اشتباه را برای رابطه انتخاب میکنند؟
(نگاهی روانشناختی به الگوهای تکرارشونده در روابط عاطفی)
در اتاق درمان، بارها با مراجعانی روبهرو شدهام که بعد از پایان یک رابطه دردناک، با ناراحتی و گاهی با شرمندگی و لحنی که مدام خودسرزنشگری همراه دارد میگویند: نمیفهمم چرا دوباره عین همان آدم اول را انتخاب کردم.
گاهی از بیرون، پاسخ ساده به نظر میرسد. اطرافیان میگویند:
باید بهتر انتخاب بهتری میکردی… بایداز رابطه ی قبلی ات درس میگرفتی…
با تجربه ای که پس از سالها از گوش دادن به داستان زندگی انسانها شنیده ام، باید بگویم که انتخاب عاطفی همیشه یک تصمیم ساده و آگاهانه نیست.
بسیاری از این افراد، اتفاقاً آدمهای ناآگاهی نیستند. آنها میدانند یک رابطه سالم چه ویژگیهایی دارد. میدانند احترام، امنیت، صداقت و همراهی چقدر مهم است و حتی میتوانند با دقت توضیح دهند که چرا رابطهای که در آن قرار دارند، به آنها آسیب میزند.
اما دانستن، همیشه کافی نیست.
فاصله ی زیادی میان «فهمیدن» و «تغییر کردن» است.
انسانها گاهی دقیقاً میدانند چه چیزی به آنها آسیب میزند، اما هنوز بخشی از وجودشان به همان مسیر قدیمی وابسته است.
نه از روی ناتوانی یا نااگاهی ، بلکه به این دلیل که بعضی انتخابها، ریشههایی عمیقتر از تصمیمهای روزمره دارند.
ما فقط با بخش منطقی خود انتخاب نمیکنیم. تجربههای اولیه زندگی، سبک دلبستگی دوران کودکی، باورهای عمیق درباره خود و دیگران و نیازهای هیجانی برآوردهنشده، میتوانند در انتخابهای عاطفی ما نقش مهمی داشته باشند.
ما فقط به سمت یک انسان جذب نمیشویم، گاهی به سمت احساسی جذب میشویم که آن انسان در ما ایجاد میکند.
برای کسی که سالها تلاش کرده دیده شود، ممکن است رابطهای که در آن باید مدام برای توجه گرفتن تلاش کند، عجیب آشنا باشد.
برای کسی که محبت را همراه با نگرانی، فاصله یا بیثباتی تجربه کرده است، ممکن است آرامش در ابتدا حتی ناآشنا و غیرقابل اعتماد به نظر برسد.
گاهی چیزی که ما آن را «هیجان عشق» مینامیم، در واقع اضطرابی است که سالها با آن زندگی کردهایم.
ذهن انسان یک ویژگی مهم دارد؛ به دنبال آشنایی میگردد.
اما آشنا بودن، همیشه به معنای سالم بودن نیست.
کودکی که بارها احساس کرده باید برای دوست داشته شدن تلاش کند، ممکن است در بزرگسالی نیز وارد رابطهای شود که در آن دوباره همان تلاش را تکرار کند.
فردی که همیشه مسئول احساسات دیگران بوده، ممکن است جذب کسی شود که نیازهای او را به حاشیه میراند.
کسی که ارزشمندی خود را از تأیید دیگران گرفته است، ممکن است مدتها در رابطهای بماند که در آن خودش را کمکم فراموش میکند.
از بیرون، این انتخابها گاهی غیرمنطقی به نظر میرسند. اما از درون، ممکن است تلاشی ناخودآگاه برای رسیدن به چیزی باشند که سالها قبل ناتمام مانده است.
انگار بخشی از روان انسان امیدوار است این بار همان داستان قدیمی را با پایان متفاوتی تمام کند.
اما اغلب اتفاقی که میافتد این است که فقط آدمها تغییر میکنند؛ الگوها باقی میمانند.
به همین دلیل، بعد از پایان یک رابطه، فقط پرسیدن این سؤال که:
چرا او را انتخاب کردم؟
همیشه کافی نیست.
شاید سؤال عمیقتر این باشد:
چه چیزی در این رابطه برای من آنقدر آشنا بود که نتوانستم از آن فاصله بگیرم؟
در بسیاری از موارد، مسئله فقط پیدا کردن فرد مناسب نیست، بلکه شناختن بخشهایی از خودمان است که هنوز تحت تاثیر تجربههای گذشته انتخاب میکنند.
روان درمانی کمک میکند الگوهای فکری مان را بشناسیم. درمان قرار نیست گذشته را پاک کند.
قرار نیست انسان را از زخمهایش جدا کند.
درمان کمک میکند گذشته را بشناسیم، و دیگر اجازه ندهیم گذشته به جای ما تصمیم بگیرد.
یکی از عمیقترین درسهایی که از سالها همراهی با انسانها در مسیر درمان آموختهام این است که بسیاری از افراد به دلیل ضعف، در چرخههای تکراری زندگی نمیمانند؛ بلکه به دلیل بخشهایی از وجودشان که هنوز نیاز به دیده شدن، فهمیده شدن و ترمیم شدن دارند.
سختترین کار برای فرد، نه پیدا کردن فرد مناسب، بلکه خداحافظی کردن با الگویی است که سالها با خود حمل کرده است.
مهم تر از اینکه بپرسیم چگونه آدم مناسب را پیدا کنیم؟، پاسخ دادن به این سوال است که آیا من هنوز همان آدمی را انتخاب میکنم که بخشهای زخمی وجودم به او نیاز دارند، یا کسی را که بخش بالغ و آگاه من انتخاب میکند؟
و درمان پیش از آنکه به ما یاد بدهد چگونه انتخاب کنیم، کمک میکند بفهمیم چه کسی درون ما انتخاب میکند.
و یکی از عمیقترین نشانههای رشد این باشد که دیگر مجبور نباشیم دردهای قدیمی را با آدمهای جدید تکرار کنیم.
شناخت این الگوها همیشه آسان نیست؛ زیرا بسیاری از آنها در لایههای عمیق شخصیت و تجربههای گذشته شکل گرفتهاند. رواندرمانی میتواند به فرد کمک کند این چرخهها را بهتر بشناسد، ارتباطش با خودش را عمیقتر کند و انتخابهای آگاهانهتری در روابط عاطفی داشته باشد.
دکتر میترا اشرفپوری
روانپزشک – بورد تخصصی اعصاب و روان
رواندرمانگر – طرحواره درمانگر ISST – درمانگرACT
